قدسی مشهدی

غزل 396 | گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم

گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم

از وصال یار، عمر جاودان می‌یافتم

خویش را پروانه می‌سوزد ز گرمی‌های شمع

مهر می‌گشتم، اگر یک مهربان می‌یافتم

بهر هر کالای معنی، در کمین صد رهزن است

کاشکی صد گنج را یک پاسبان می‌یافتم

یاد باد آن ساده‌لوحی‌ها که در مجلس چو شمع

هرچه در دل می‌نهفتم بر زبان می‌یافتم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.