قدسی مشهدی

شعر 46 | تا به کی بر لب به جای باده خون آرد کسی

تا به کی بر لب به جای باده خون آرد کسی

گر به گل‌چیدن رود، داغ جنون آرد کسی

فطرت پستم نمی‌سازد به اقبال بلند

من خریدارم اگر بخت زبون آرد کسی

طالع فیروز در کارست، نه تدبیر و زور

بهر وصلت چند قوت بر فسون آرد کسی؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.