شعر 36 | عجایب است قلم در بنان صدر اجل
عجایب است قلم در بنان صدر اجل
که تیغ وار بود قاتل و سیاست کن
ز بحر قیر یکی ماهی است مار آسا
که تازه روست ز آثار او جهان کهن
به گاه آن که کند زلف شب ز عارض روز
چو سر بیفکندش خصم را بر آرد بن
چو سر بریده سخن نیکتر همی گوید
که گفت آنکه نگوید سر بریده سخن
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.