کمال‌الدین اسماعیل

قطعه 297 | ای سراپرده بر فلک برده

ای سراپرده بر فلک برده

عصمت از جوهر ملک برده

رایت مهر هرکجا رفته

با خود از رای تو یزک برده

نقّد دعوی حقّ و باطل را

شرع از مسندت محک برده

منهی فکرت تو نخست غیب

سوی علم تو یک به یک برده

عقل گاه تفهّم سخنت

بر عطارد گمان شک برده

میزبان قدر ز بخشش تو

دیگ اومید را نمک برده

زود بینی لعاب خامهٔ تو

روز کوری ز شب‌پرک برده

مژۀ شچم حاسدان درت

رشک بر خار و بر خسک برده

بارهٔ صیت تو ز خطّهٔ کون

چند گامی فراترک برده

ماه منجوق رایت قدرت

زیب خورشید نُه فلک برده

نوک اوتاد خیمۀ جاهت

رخنه اندر دل سمک برده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.