کمال‌الدین اسماعیل

قطعه 298 | ای دل و جان بیاد تو زنده

ای دل و جان بیاد تو زنده

همه فانی تو حیّ پاینده

ای ز نعت صفات لم یزلت

فکر انسان سپر بیفکنده

اعتقادات اهل باطل را

دست صنعت ز بیخ برکنده

مهرت از هر دلی که سربرزد

بدهد جان چو صبح در خنده

عاشق صادق تو چون شمعست

که ز گردن زدن شود زنده

به زبان نام تو چگونه بریم؟

با چنین خاطر پراگنده

به خدایی خویش در گذران

هر خطایی که رفت بر بنده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.