مهستی گنجوی

رباعی 29 | جوله بچه ای که جان و دل خسته‌ اوست

جوله بچه ای که جان و دل خسته‌ اوست

از تار دو زلفش تن من بستهٔ اوست

بی‌پود چو تار زلف در شانه کند

زان این تن زار گشته پیوستهٔ اوست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.