مهستی گنجوی

رباعی 30 | قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست

قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست

در دست گرفت و گفت: وه وه چه نکوست

با خود گفتم که غایت حرصش بین

با این همه دنبه، دنبه می‌دارد دوست!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.