مهستی گنجوی

رباعی 169 | از دیده اگر نه خون روان داشتمی

از دیده اگر نه خون روان داشتمی

رازت ز دل خسته نهان داشتمی

ور زانکه نبودی دَم سرد و رخ زرد

رازت نه ز دل، نهان ز جان داشتمی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.