نورعلیشاه

شعر 58 | همچو آن دلدار دلداری کجاست

همچو آن دلدار دلداری کجاست

همچو آن غمخوار غمخواری کجاست

ما همه مست از شراب بیخودی

بر بساط عشق هوشیاری کجاست

عالمی غرقند در دریای ما

این چنین دریای زخاری کجاست

زیر خرقه بت پرستی تا بچند

دیر و ناقوسی و زناری کجاست

زاین معما تا کند رمزی بیان

رازدانی صاحب اسراری کجاست

دیر دل ناقوس ذکر و بت حضور

سلسله زنار کرداری کجاست

زاهد ار تکفیر اهل حق کند

همچو او بیدین و غداری کجاست

در چنین بزمی که شه را بار نیست

هر گدائی را بگو باری کجاست

بر در میخانه چون نور علی

میفروشی رند خماری کجاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.