نورعلیشاه

شعر 59 | بزم جان را جز تو جانانی کجاست

بزم جان را جز تو جانانی کجاست

ملک دل را جز تو سلطانی کجاست

چون رخت ماهی نتابید از فلک

چون قدت سروی ببستانی کجاست

دل شبستانست و رخسار تو شمع

همچنین شمع و شبستانی کجاست

چز گلستان حریم کوی تو

بلبل جان را گلستانی کجاست

عاشقان را همچو موی و روی تو

در جهان کفری و ایمانی کجاست

تو سلیمانی و لعلت خاتمست

خود بگو جز تو سلیمانی کجاست

بر رخت چون نور عین و لام و یا

واله و شیدای و حیرانی کجاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.