نورعلیشاه

شعر 124 | هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد

هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد

جز بروی تو نظر وانکند تا باشد

دیدن روت درآئینه چه حاجت که مرا

سینه از صیقل مهر تو مصفا باشد

بی تو بس جوش زند سیل سرشکم چو گهر

مسکن مردم دیده ته دریا باشد

گرهمه مستحق جام شهادت شده ایم

قتل ما کی بکف زاهد رسوا باشد

ریش فرعون چه کند باید بیضای کلیم

گرهمه غرق دراو لؤلؤلالا باشد

لعل و یاقوت درو لؤلؤ مرجان همه را

پرورش در کنف پرتو بیضا باشد

هرکرا نور علی در دل و جان منزل کرد

لاجرم منزل او عرش معلا باشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.