نورعلیشاه

شعر 200 | چند یاد تو جفا کیش کنم

چند یاد تو جفا کیش کنم

سینه از داغ غمت ریش کنم

راز دل چند ز ناکامی خویش

بی تو با جان غم اندیش کنم

آشنای ره عشق نو نیم

گرنه بیگانگی از خویش کنم

یکسر موی نگنجد چو حجاب

در رهت ترک سر خویش کنم

با من از بیش و کم ای یار مگوی

گر بدل فکر کم و بیش کنم

نقد شاهی دو کون از کم و بیش

صرف در خدمت درویش کنم

طلب معرفه الله مدام

همچو نورعلی از خویش کنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.