وحیدالزمان قزوینی

شعر 25 | حلّاجانند چشم بد دُور

حلّاجانند چشم بد دُور

هر یک شاهی ولیک منصور

هستند ز خط، تذرو خوش فال

وز خال سیه، غزال خوش حال

چک در کف شان کسی که دیده

خون آب ز دیده اش چکیده

عشّاق ازین بتان که نغزند

چون جَوزَقَه جمله خشک مغزند

دارند ز مغز خشک بنیاد

مانند کمان ز پنبه فریاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.