وحیدالزمان قزوینی

شعر 26 | ای واقف گردش ستاره

ای واقف گردش ستاره

در گریه ی من فکن نظاره

یک ره به دل حزین گذر کن

در خانه ی طالعم نظر کن

این دل که ز عشق گشته بیتاب

چندین ورقست چون سطرلاب

بر هر ورقی به دست دیده

از زخم هزار خط کشیده

هر یک شده از قضای محتوم

در حلقه ی طاعت تو منظوم

خونم شده قطره قطره از بیم

در رگ چو رقوم سطر تقویم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.