وحیدالزمان قزوینی

شعر 35 | از میوه فروش نرم شانه

از میوه فروش نرم شانه

خونست دلم چو هندوانه

دارم ز خیال آن شمایل

لبریز ز تخم مهر او دل

باشد دل من دو نیم از غم

چون زرد آلوی مغز توام

شد زان کمر و سُرین نشانه

در بوته ی خویش هندوانه

از خوش بوییش، وز پُر آبی

سیب زنخش بود گلابی

هر بوسه ی او ز لعل رنگین

شفتالویست مغز شیرین

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.