امیرخسرو دهلوی

غزل 1761 | جهان تا مه روشنت ساخته

جهان تا مه روشنت ساخته

ز دلها فلک خرمنت ساخته

رخ خویش تا بیند اندر رخت

مه آیینه روشنت ساخته

قضا کرده یک جا هزار آرزو

خلاصه کشیده، تنت ساخته

غمت پر ز خون کرده دلها بسی

وزان غنچه ها گلشنت ساخته

میا تنگ، اگر خسرو تنگ دل

دل تنگ را مسکنت ساخته

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.