اهلی شیرازی

غزل 1134 | ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن

ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن

یار من شو که خدا یار تو خواهد بودن

بی تو جایی که قراری بُوَدَم ای خورشید

هم مگر سایه دیوار تو خواهد بودن

آن حلاوت، دل من از مگس شهد تو دید

که همه عمر گرفتار تو خواهد بودن

کشتن من که هم از جرم خریداری نیست

عاقبت در سر بازار تو خواهد بودن

اهلی آنروز که در بحر فنا غرقه بود

همچنان تشنه دیدار تو خواهد بودن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.