غزل 146 | فلک بر سر بی سران پرچمی است
فلک بر سر بی سران پرچمی است
زمین زیر پا نعل مستحکمی است
به غفلت خبر دار دم نگذرد
نگهدار دم را که عالم دمی است
چسان سر به شادی برآریم ما؟
که دوران ما حلقهٔ ماتمی است
در این نشئه بر هر چه افتد نظر
سعیدا نکو بین که خوش عالمی است
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.