سلطان باهو

غزل 1 | حب دنیا راس آمد کل خطاء

حب دنیا راس آمد کل خطاء

تا نه پنداری که این باشد عطاء

کی عطا باشد که باشد بی بقا

بی بقا را تا نگوئی خود عطاء

با قلیل الفهم گر گوید کسی

این عطا هرگز مگو، باشد خطاء

بسته دل با وی نشاید مطلقا

بستگی دل با خطا باشد خطاء

یار با وی دوستی هرگز مکن

لا تقل هذا عطا الا خطاء

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.