سلطان باهو

غزل 3 | ایا والی معلی کن وفاداران خود ها را

ایا والی معلی کن وفاداران خود ها را

توئی مولی مزکی کن جفا کاران خود ها را

بقرب خویش را هم ده، دل دیوانه ء مارا

مکن بیدل بمهجوری تو غمخواران خود ها را

طبیبان جمله می هستند دوا هرگز نمی دانند

نظر رحمت مداوا کن به بیماران خود ها را

بسی گریم ز شوق تو، بسی نالم ز درد تو

نظر فضلی فراوان کن، به مشتاقان خود ها را

اگر این یار مشتاق است، گدای شب که بیدارست

نباید سخت بی‌رحمی به درویشان خود ها را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.