سنایی

شعر 36 | آدمی گرچه بر زمانه مهست

آدمی گرچه بر زمانه مهست

ز آدمی خام دیو پخته بهست

نیست خامی مگر کم اندر کم

چون ره رومیان خم اندر خم

کآدمی‌زاده تا نشد مردم

گه پری گه ددست گه گزدم

در زمانه ز هرچه جانورست

تا نشد پخته آدمی بترست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.