سوزنی سمرقندی

غزل 1 | ساقیا پیش آر باز آن آب آتش‌فام را

ساقیا پیش آر باز آن آب آتش‌فام را

جام‌گردان کن ببر غم‌های بی‌انجام را

زآنکه ایام نشاط و عشرت و شادی شده است

بد بود بیهوده ضایع کردن این ایام را

مجلسی درساز در بستان و هر سویی نشان

لعبتان گلرخ و حوران سیم‌اندام را

باده پیش‌آور که هنگام است اینک باده را

هیچگون روی محابا نیست این هنگام را

خام‌طبع است آنکه می‌گوید بچنگ و کف نگیر

زلفکان خم‌خم و جام نبید خام را

مجلس عیش و طرب برساز و چون برساختی

پیش‌خوان آن مطرب مه‌روی طوبیٖ‌نام را

هر کجا طوبیٖ بود آنجا بود خلد برین

نزد ما پیغمبر آورده است این پیغام را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.