سوزنی سمرقندی

غزل 40 | ای مرز ترا دریده مردی

ای مرز ترا دریده مردی

زان مرد بتو رسیده دردی

بر نیز گهت نهاده سرخی

وز نانگهت کشیده زردی

آن ایر که رایگان بخوری

باد من جو، خری نخوردی

اندر همه شهر خود نیابی

جز تو، که ترا نگاد مردی

و در دسترسی بدی، همانا

ایر تو، ترا جماع کردی

اینست جواب آنکه گوید

ای راه، ترا دلیل مردی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.