شاه نعمت‌الله ولی

غزل 820 | آینه بستان جمال او نگر

آینه بستان جمال او نگر

هر چه بینی از کمال او نگر

چشمهٔ آب حیات ما بنوش

لذت عین زلال او نگر

در نظر نقش خیال او بکار

دیده بگشا بر جمال او نگر

عقل می خواهد که یابد ذوق ما

این خیالات محال او نگر

باش با ساقی سرمستان حریف

حاصل عمر از وصال او نگر

میل ما با او و میل او به ما

میل داری میل و مال او نگر

گر ندانی سید هر دو سرا

اهل بیت او و آل او نگر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.