شاه نعمت‌الله ولی

غزل 821 | نظری کن در آن جمال نگر

نظری کن در آن جمال نگر

حسن او بین و در کمال نگر

جام گیتی نما به دست آور

نور تمثال بی مثال نگر

ساغر می بنوش رندانه

آب سرچشمهٔ زلال نگر

همه عالمند از او به خیال

غیر او نیست این خیال نگر

عشق دارم که وصل او یابم

طلب و طالب محال نگر

در خرابات میر مستانیم

حکم ما و نشان آل نگر

نعمت الله را اگر یابی

اثر ذوق او و حال نگر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.