اثیر اخسیکتی

غزل 163 | ای پشیمان شده ز دلداری

ای پشیمان شده ز دلداری

عهد نو کرده با جگرخواری

هست معزول عافیت تا تو

در عمل کار حسن پر گاری

دل من برده ئی بآسانی

غم تو میخورم بدشواری

عشوه میده که گوش میدارم

ناز میکن که جای آنداری

سر زلفین خود بگیر و بکش

نه اثیری که این نمی آری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.