صائب

شعر 553 | خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون

خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون

تا ز رویش آن خط عاشق نگاه آمد برون

در کنار رحمت دریای بی پایان فتاد

چون حباب آن کس که از قید کلاه آمد برون

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.