طغرای مشهدی

غزل 133 | پر شده پیمانه ام، ظرف ندارد اجل

پر شده پیمانه ام، ظرف ندارد اجل

ورنه ز من می گرفت، در عوض جان، شراب

گر ز دو چشمت به هم،عشوه رسد، دور نیست

زان که به هم می دهند، باده پرستان شراب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.