طغرای مشهدی

غزل 134 | قدم بیرون منه از عالم آب

قدم بیرون منه از عالم آب

درین دریا، فروکش کن چو گرداب

بسی فیض است در شب زنده داری

مده چشم قدح را فرصت خواب

دلم سوراخها دارد چو طنبور

ز دست کنجکاویهای مضراب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.