طغرای مشهدی

غزل 182 | نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی

نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی

دل به فکر دیگری، لب در سراغ دیگری ست

همچو فانوسم، ز خود چیزی ندارم دربساط

روشنی در کلبه من از چراغ دیگری ست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.