طغرای مشهدی

غزل 344 | آیینه از رخ تو گل تازه می کشد

آیینه از رخ تو گل تازه می کشد

صد آب و رنگ را به یک اندازه می کشد

می را زموج نیست کشاکش، که روز و شب

در آرزوی لعل تو خمیازه می کشد

ای غنچه بر طراوت رخسار دل مبند

دوران گلاب را زگل تازه می کشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.