طغرای مشهدی

غزل 381 | با درد من دوای کسی سازگار نیست

با درد من دوای کسی سازگار نیست

نبضم دراضطراب ز دست طبیب شد

اشکم ز یک نگاه تو بر دیده می دود

این خون گرفته با پدر خود رقیب شد!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.