طغرای مشهدی

غزل 526 | دستم نگشت با گل داغ تو آشنا

دستم نگشت با گل داغ تو آشنا

گلچین بی وقوفم و شرمنده گلم

دل از خیال وصل رخت صدچمن شکفت

آیینه دار موسم آینده گلم

نشناختم که یار کدام است و گل کدام

با آنکه برگ برگ، شناسنده گلم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.