طغرای مشهدی

غزل 684 | من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی

من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی

گل نغمه تازه کردن، به دماغ صبحگاهی

شب زلفت از کفم شد، به چه عمر زنده مانم؟

که رسید روز مرگم، چو چراغ صبحگاهی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.