غزل 716 | از نیک و بد کشیدیم، آزار آشنایی
از نیک و بد کشیدیم، آزار آشنایی
بهر چه ما نباشیم، بیزار آشنایی
ما آشنای خویشیم، لیکن ز بیم کلفت
با خویش هم نداریم، اقرار آشنایی
در وی رقم نگشته، حرفی که راست باشد
پیچیده دروغ است، طومار آشنایی
هر آشنا که دیدیم، نقصان فروش ما بود
یارب دکان مبیناد، بازار آشنایی
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.