عطار

شعر 5 | جان، محو شد و به هیچ رویت نشناخت

جان، محو شد و به هیچ رویت نشناخت

دل خون شد و قدرِ خاکِ کویت نشناخت

ای از سرّ موئی دو جهان کرده پدید!

کس در دو جهان یک سرّ‌مویت نشناخت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.