عطار

شعر 6 | دل زنده شود کز تو حیاتی طلبد

دل زنده شود کز تو حیاتی طلبد

جان باز رهد کز تو نجاتی طلبد

گر بر سر ذرّهای فتد سایهٔ تو

خورشید، از آن ذرّه، زکاتی طلبد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.