عطار

شعر 87 | عشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشت

عشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشت

هر پنداری که بود پنهان نگذاشت

چون درنگریست پردهٔ غیب بدید

یک ذرّه خیالِ غیر در جان نگذاشت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.