عطار

شعر 88 | در عشق نماند عقل و تمییز که بود

در عشق نماند عقل و تمییز که بود

کلی دل و جان بسوخت آن نیز که بود

چون پرتو آفتاب از پرده بتافت

ناپیدا شد چو ذرّه هر چیز که بود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.