عطار

شعر 13 | دردا که ز درد ناکسی میمیرم

دردا که ز درد ناکسی میمیرم

در مشغلهٔ مهوّسی میمیرم

هر روز هزار گنج مییابم باز

اما به هزار مفلسی میمیرم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.