عطار

شعر 14 | پیوسته زبون روزگار آمده‌ام

پیوسته زبون روزگار آمده‌ام

سرگشتهٔ چرخ بی‌قرار آمده‌ام

چون نآمده‌ام به هیچ کاری هرگز

سبحان اللّه! پس به چه کار آمده‌ام

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.