عطار

شعر 9 | ای دل بگری بر من مسکین و مپرس

ای دل بگری بر من مسکین و مپرس

بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس

کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد

گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.