عطار

شعر 12 | دوش آمد و گفت: بی یقین مینرسی

دوش آمد و گفت: بی یقین مینرسی

گاهی ز فلک گه ز زمین مینرسی

ساکن شو و تن فرو ده و خوش دل باش

ماییم همه به جز چنین مینرسی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.