عطار

شعر 13 | دوش آمد و گفت: خویش را دشمن باش

دوش آمد و گفت: خویش را دشمن باش

در تیرگی اوفتادهٔ روشن باش

از خویش چو خشنود نبودی نفسی

بیخویشتن آی و یک دمی با من باش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.