عطار

شعر 43 | زلف تو که بود آرزوئی همه را

زلف تو که بود آرزوئی همه را

جز دیدن او نبود روئی همه را

موئی ز سرِ یک شکنش برکندم

کآویخته بود دل به موئی همه را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.