عطار

شعر 44 | دل در خم آن زلف چو زنجیر بماند

دل در خم آن زلف چو زنجیر بماند

سر بر خط تو دو پای در قیر بماند

مشکِ سرِ زلفِ تو دلِ ما بربود

ما را، جگرِ سوخته، توفیر بماند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.