عطار

شعر 39 | در دست جفای تو زبون است دلم

در دست جفای تو زبون است دلم

در پای غم تو سرنگون است دلم

هرچند که خون دل حلال است ترا

در خونِ دلم مشو که خون است دلم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.