غبار همدانی

غزل 26 | بر مشامم بوی جانان می‌رسد

بر مشامم بوی جانان می‌رسد

بر لبم جان پای‌کوبان می‌رسد

نامده بیرون بشیر از شهر مصر

بوی پیراهن به کنعان می‌رسد

بر مشامم همره پیک صبا

بوی آن زلف پریشان می‌رسد

شست برنگرفته از یک چوبه تیر

بر دلم صد زخمه پیکان می‌رسد

مشنو ای جان از غبار ار زانکه گفت

درد مشتاقان به درمان می‌رسد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.