غبار همدانی

غزل 70 | تا نکند درد رخنه در دل انسان

تا نکند درد رخنه در دل انسان

راه نیابد در او محبت جانان

تا نزنی عقده بر سلاسل گیسو

جمع نبینی دل هزار پریشان

شرم کن آخر ز توبه های شکسته

چند نخواهی شدن ز توبه پشیمان

صبح منوّر چگونه چهره گشاید

تا نرسانی شب سیاه به پایان

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.