فایز

شعر 188 | سحرگه بی خبر ای کاش دلبر

سحرگه بی خبر ای کاش دلبر

ز در چون ماه خاور می زدی سر

چو بی هوشان خروشان فایز از شوق

گهی بوسد لبش گه چشم عبهر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.